پایگاه خبری تحلیلی تیتربرتر

تقویم تاریخ

امروز: شنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۹ برابر با ۲۰ ذو القعدة ۱۴۴۱ قمری و ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۰ میلادی
یکشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۸ ۲۰:۱۲
۲
۰
نسخه چاپی

دختر ایرانی در جزیره ای دورافتاده!

دختر ایرانی در جزیره ای دورافتاده!
سلام به دوستداران سفر و ماجراجویی.خیلی خوشحالم که میتونم در این سفرنامه تجربیات خودم رو در اختیار دیگران بگذارم. چون معتقد هستم هر کسی که سراغ سفرنامه های یک مکانی میره صرفا برای لذت و تفریح این کارو نمیکنه .بلکه نیاز به اطلاعاتی داره که خیلی میتونه کمکش کنه.

سریلانکا همیشه برای من یک کشور لاکچری به نظر میومد و فکر میکردم  امکان سفر به این کشور خیلی برام کمه.شاید چون قیمتی که تورها ارایه میدن کمی زیادتر از اونی باشه که من انتظار داشتم. ولی مدتی روش برنامه ریختم و با کمترین هزینه ممکن ، سفر 14 روزه خودم رو در اسفند 97 شروع کردم. قبل از شرح جزییات سفرم،  مایلم کمی از این کشور براتون بگم.

سریلانکا کجاست؟ 

سریلانکا

 

سریلانکا

 

سریلانکا

 

سریلانکا

 

سریلانکا

 

 سریلانکا در قسمت  جنوب آسیا به شکل یک کشور جزیره مانند واقع شده. زبان مردم سریلانکا سینهالی هست که سریلانکا رو " شریلانکا " تلفظ می کنند. سریلانکا در قسمت جنوب هندوستان قرار داره . وقتی بعضی سفرنامه هارو میخوندم بعضی ها می گفتند سریلانکا همون هنده که جدا شده. ولی من معتقدم سریلانکا سریلانکاست و هند هند. هرچند اگر به هندوستان سفر کرده باشید ، به محض ورود به سریلانکا ،شباهتی رو حس می کنید. مثلا چهره آدمها، بویی که اولین بار به مشامتون میخوره، توک توک که شبیه ریکشای هنده... ولی اینها باعث نمیشه من فکر کنم به همون مکان سفر کردم.

واحد پول سریلانکا روپیه است که در زمان سفر من یک دلار آمریکا معادل 178 روپیه بود و در تاریخی که من سفر کردم یک دلار معادل چهارده هزارتومن شده بود! پس اگر سرانگشتی حساب کنیم توی سریلانکا که کشور تقریبا ارزونی هست، کمترین واحد پولی که میشه چیزی خرید، چهارده هزارتومان بود. پس نتیجه میگیریم با کاهش ارزش پولیمون، سریلانکا کشور ارزونی برای ما در حال حاضر به حساب نمیاد( هرچند درمقایسه با اروپا به مراتب ارزونتره) در ادامه سفرنامه ام دقیق تر قیمت ها رو بسته به مکان های مختلفی بهتون خواهم گفت. در مورد چنج کردن هم بگم نرخی که من پولامو در کل این 14 روز چنج کردم، در فرودگاه بهتر ازهمه جا بود.

زمان سریلانکا دوساعت از ما جلوتره. یعنی اگر اینجا ساعت 10 صبحه، سریلانکا ساعت 12 است.

زبان سریلانکا سینهالی هست ولی انگلیسی رو می فهمند.  مشکل زیادی سر مساله زبان در سریلانکا وجود نداره مخصوصا که زبان ایما و اشاره هم میتونه خیلی کمک کنه!

وسایل نقلیه در سریلانکا ، مهمترینشون که خیلی توی مسیرهای داخل شهر  کاربردیه ، توک توکه. یه سه چرخه که از طریق اپلیکیشن "پیک می" هم میتونید انتخاب کنید و یا توی خیابون که پر توک توکه  یکیشو بگیرید و سر قیمت هم چونه بزنید. اتوبوس برای مسیرهای بین شهری واقعا ارزون و خوبه. و چیز جالبی که من توی سریلانکا بهش برخوردم این بود که " همه جا" اتوبوس هست. مثلا یک بار توی جاده گیر افتاده بودم...خلوت  و بدون هیچ رفت آمدی.  درکمال تعجب دیدم یک ایستگاه اتوبوس وسط جاده است. ایستادم ولی امیدی نداشتم  ولی دیدم چند دقیقه بعد یک اتوبوس اونجا ایستاد و من سوار شدم.  قطار هم گزینه خوبیه برای بعضی مسیرهای بین شهرها...مثلا قطار از شهر کندی به الا ، به خاطر مناظر بسیار زیبای بین راه گزینه خوب و معقولیه و درعین حال لذت بخش. فقط این رو باید همیشه به خاطر داشته باشید اتوبوس و قطاری که داریم صحبت میکنیم، اصلا VIP  نیستند و حتی شاید مجبور باشید تمام راه رو ایستاده باشید.

مردم سریلانکا مردم خوب و خونگرمی هستند. ولی تجربه من این رو نشون داد، برخلاف هند که "چونه زنی" به طرز عجیبی قیمت ها رو پایین میاورد ، توی سریلانکا چونه زنی خیلی جواب نمیداد. مثلا چند بار با راننده چونه زدم ولی اصلا یک روپیه هم پایین نمیومد. این رو به کرات دیدم. از طرفی مردم سریلانکا (فروشنده ها) به سمت آدم میان یعنی میخوان یه چیزی بفروشن. نه صد درصد مواقع ولی 80 درصد مواقع می دیدم حتی اونیکه داره راهنمایی میکنه، آخرش میگه "فلان جا بیا من میبرمت و ارزونتر برات درمیاد". من اصلا به این گونه موارد اعتماد نمیکردم.  توی این مساله ایرانیها به مراتب امتیاز بیشتری میگیرن. پس انتظار اینو باید داشت که هرکسی که به آدم نزدیک میشه هدفش صرفا کمک کردن نیست. (البته برای من که دختری تنها بودم شاید بیشتر پیش اومد و در حین شرح سفرم بهتون چند نمونه خواهم گفت)

غذا توی سریلانکا از نظر من بسیار خوشمزه بود. چرا؟ چون یه عالمه ادویه و فلفل و ... داشت. من اصلا بعد سفرم به سریلانکا عاشق زیره شدم! غذاها بقدری  تند بودند  که اشکم درمیومد ولی ادامه می دادم. اینم بگم خیلی ها بعد چند بار غذا خوردن، معده شون درد میگرفت چون معده شون آماده ادویه نبود. اگر معده حساسی دارید یکم با احتیاط بیشتری غذاهارو بخورید. غذاهای خیابونی هم که  به دلیل عدم رعایت بهداشت مورد انتخاب من نبودند. من تجربه غذایی ام توی رستوران های معروف هر شهر بود که اونهارو هم در ادامه خواهم گفت.

از لحاظ تاریخی هم بسیار کشور پر جاذبه  و از لحاظ طبیعی بسیار چشم نوازه. انقدر زیبایی توی جای جای این سرزمین هست که به نظرم میشه یک ماه کامل رو براش زمان گذاشت. اما....

قبل از شروع سفر، من همیشه، چند سوالو از خودم می پرسم. و فکر میکنم شماهم قبل از چیدن برنامه تون به این سوال ها پاسخ بدید.

  1. چرا این کشور رو انتخاب میکنم؟ از لحاظ گرمسیری و سردسیری آیا تمایل به سفر به این مکان دارم؟
  2. درجه سختی سفر چقدره؟ آسون یا سخت یا متوسط؟ ( با خانواده هستید؟ تنها؟ با یک کودک؟ توان بدنی خودتون؟)
  3. من چقدر زمان مفید دارم؟ (صرف نظر از سفرهای بین راهی و بین شهری)
  4. بودجه من برای کل سفرم چقدر هست؟ و من نهایتا چقدر میخام هزینه کنم؟
  5. درجه ریسک پذیری ام چقدره؟ آیا حتما باید برنامه ریزی از قبل بکنم یا از اون آدمهایی هستم که جایی برسم تازه تصمیم می گیرم؟
  6. از لحاظ غذایی ، با این کشور ارتباط برقرار می کنم؟( درسته که آدمها توی سفر کلی تجربه چشایی پیدا میکنند ولی آیا وقتی سفر میرید همون کباب و برنج سفارش می دید یا غذای جدید؟یا کلی وزن کم می کنید بخاطر نخوردن غذای محلی)
  7. چه سبکی از سفر رو در اون برهه  از زمان لازم دارید؟ طبیعت گردی کنید یا آثار تاریخی رو ترجیح میدید؟ سفر ماجراجویی میخواید یا قصد استراحت دارید؟  ( این سوال بسیار مهمه ... مخصوصا برای برنامه ریزی سفر)
  8. کشوری که انتخاب کردید از لحاظ امنیتی براتون چطوره؟ مثلا اگر تنها سفر میکنید مسلما انتخاب یک کشور کمتر امن به مراتب خطرناک تر از یک کشور امن و پر توریست هست.

خب من به همه سوالام پاسخ دادم . مثلا به عنوان دختری تنها، امنیت این کشور برام مهمه. مخصوصا اینکه قرار بود بدون تور برم. امنیت سریلانکا خوبه ولی به نظر من نایت لایف یا همون زندگی شبانه نداره. یعنی من  9 شب به بعد سریلانکارو تاریک و خلوت می دیدم.

از طرفی من خیلی اهل سواحل و شنا نیستم .پس انتخاب شهرهای ساحلی و زمان گذاشتن برای اونها برام خیلی اولویت نداشت. اگر شما اهل ساحل هستید، سریلانکا بدون شک بهشت شماست. چون سواحل بسیار زیبایی داره و شما از لذت بردنش سیر نمی شید.

من از دیدن جاهای تاریخی و طبیعی همزمان لذت می برم. نمیتونم از یکسری جاذبه های تاریخی بگذرم، حتی اگر گرون باشن.

از لحاظ بودجه، من بجای هتل از هاستل برای اقامتم استفاده کردم. پس هزینه های اقامتم خیلی پایین تر بود.(اگر با کودک و افراد مسن تری میرید صد درصد  هتل راحت تر ولی گرونتره)

در مورد انتخاب این کشور هم بگم که خب ویزاش فرودگاهیه و شما به محض ورود ویزاتون رو میگیرید . 35 دلار که نقدا باید همراه داشته باسید. پس این کشور دغدغه های کشورهای اروپایی رو نداره .(ازجهت ویزا)

خب میخام  سفرم رو شروع کنم. آماده اید؟

سفر 14 روزه ی من با سرچ در سایتهای بلیط هواپیما شروع شد. من چون قصد سفر در اسفندماه رو داشتم، قیمت بلیط هواپیما رو به افزایش بود. اگر تاریخ رفتنتون ثابت هست بهتره چند ماه زودتر بلیط رو بخرید. من توی بهمن خریدم و قیمتها بالا رفته بود.

برای رفتن به سریلانکا پرواز مستقیمی وجود نداره. یا پرواز ایر عربیا هست (که توقف هاش زیاده) و یا قطر ایرلاین و امارات که معمولا گرونترن و یا عمان ایر. من در تاریخی که می خواستم برم پرواز عمان ایر رو به مبلغ 3.800.000 تومان با توقف پنج ساعته خریدم که به نظر معقول تر بود. مخصوصا اینکه به نسبت توقف های ایر عربیا که بین 10 ساعت تا 12 ساعت بود، توقفش کمتر بود و اجازه 20 کیلو بار داشت. من هم این بار به جای کوله پشتی ترجیح دادم یک چمدون کوچیک ببرم. هم اینکه وسایل بیشتری داشته باشم و هم اینکه امتحان کنم که آیا کوله راحت ترم یا چمدون کوچیک. هرچند در نهایت به این نتیجه رسیدم کوله بهتره(برای مسافرت تنهایی).

بعد از خریدن بلیط هواپیما و ثابت شدن زمان سفرم، " برنامه سفر " رو بسته به نیازم به سفر تهیه کردم. خود این مرحله برای من زمان بره.چون باید کلی اطلاعات جمع آوری کنم  و  همه رو روی کاغذ بیارم و نهایتا تصمیم بگیرم. با توجه به زمان 14 روزه ام و اتلاف زمان بین شهرها، از رفتن به شمال سریلانکا منصرف شدم و از شرق و مرکز و جنوب سریلانکا برنامه سفرم رو چیدم.

پرواز من ساعت 10 شب بود که با انرژی فراوان و هیجان زیاد شروع کردم. پرواز به موقع بود و بسیار راحت. بعد حدود دو ساعت به فرودگاه مسقط در عمان نشستیم و توقف 5 ساعته من شروع شد. یک ساعت اول تا به خودم بیام و  سرحال بشم تموم شد ولی 4 ساعت باقیمونده برام سخت بود . مخصوصا اینکه اولین بار بود سفرم با توقف بود و توقف دقیقا موقع ساعت خوابیدن بود. یعنی ساعت توقف نصف شب بود و من اذیت شدم. هرچند اونقدر هیجان داشتم که این سختی رو  به جون خریدم و منتظر اعلام پرواز به کلومبو شدم.

داخل هواپیما به سمت کلومبو غذای سریلانکایی سرو شد که من از همون موقع عاشقش شدم. غذای تند تند! بعد از حدود چهار ساعت، حدود 7 صبح به کلومبو رسیدیم. کلومبو پایتخت سریلانکاست ولی من قصد موندن در کلومبو رو نداشتم چون شنیده بودم از فرودگاه دوساعتی فاصله داره و بهتره برای اقامت اولیه بجای کلومبو شهر نگومبو را انتخاب کنم. وقتی  وارد کلومبو شدم، فرودگاه نه چندان بزرگی رو دیدم و در ابتدای ورود قسمت گرفتن ویزا بود. من هم مثل بقیه توی صف ایستادم و خیلی سریع پول رو دادم و ویزام صادر شد. مبلغ 35 دلار که حتما باید نقد باشه. من اولش صد دلاری دادم و میخاستم مثلا زرنگ بازی دربیارم تا بقیه ش رو بهم خورد بده. ولی متصدی ویزا گفت فقط همون مبلغ رو میگیره. پس یادتون باشه که به مبلغ مورد نظر دلار خورد داشته باشید.  در ضمن انتظار سوال پیچ شدن رو هم باید داشت (تنها کسی که سوال پیچ کردن "من" بودم ....) مثلا پرسیدن: شغلت چیه؟ کجا اقامت داری ؟ و حتی خواستن ببینن که من کجا اقامت دارم و من هم از قبل پرینت همه ی مکان ها رو که قرار بود بمونم رو داشتم و نشونشون دادم.

مرحله بعدی برای من خریدن سیم کارت بود.  داشتن سیم کارت خیلی بدرد میخوره مخصوصا اگر بدون تور  دارید سفر می کنید.  توی سالن فرودگاه قسمت فروش سیم کارت بود که با پکیج های مختلف قیمتهای مختلف داشت. مثلا سیم کارت "دایلوگ" یک شرکت معتبر با پوشش دهی خوبه و بسته به تعداد روزهایی که اونجا هستید و نیاز تون به اینترنت قیمتها و حجم اینترنت متفاوتی داره. من برای 14 روز حدود 5 دلار سیم کارت رو با اینترنت خریدم و از همون متصدیش خواستم که برام راه بندازه.

بعد از نصب سیم کارت نوبت نصب برنامه " پیک می " بود. PICK ME  یک برنامه تاکسی هست توی سریلانکا مثل اسنپ و تپ سی و .... و موقع انتخاب، توک توک هم داره که خیلی بصرفه است. من همونجا یک توک توک سفارش دادم تا بیاد دنبالم و برم هاستلم. البته واقعا با چمدونی که باید میکشیدم و خستگی تو راه و احساس خواب آلودگی شدیدی که داشتم و شلوغی بیرون فرودگاه، انتظار برای توک توک میون اون همه جمعیت کار طاقت فرسایی بود. خلاصه توک توک مورد نظرمو با شماره پلاکش پیدا کردم و بسمت هاستل رفتم.

روز اول سفر : نگومبو

انتخاب رفتن به نگومبو بسیار درست بود. چون من فقط بیست دقیقه توی راه بودم تا به هاستلم برسم و اگر قرار بود کلومبو برم و با اون خستگی ، دوساعت  باید توی اتوبوس سر می کردم  که خیلی برام سخت تر می بود. ولی نگومبو شهر ساحلیه که کوچیکه و نزدیک فرودگاهه.

 از همون بدو ورود فهمیدم که باید انتظار حشرات مختلف رو داشته باشم. هرچند می دونستم ولی فکر نمی کردم مثلا روی دیوار دستشویی قراره مارمولک  ببینم. ولی این هم بخشی از سفره و من ازقبل خودمو آماده کرده بودم. وقتی رسیدم هاستلم ،خوشبختانه فقط یک نفر بود و من اونقدر از خواب گیج بودم که فرصتو غنیمت شمردم و خوابیدم. حدود ساعت یک ظهر  بیدار شدم و قصد داشتم از نیم روزی که توی شهر نگومبو بودم استفاده کنم ولی هوا بسیار گرم بود و تصور اینکه یک ظهر بتونم بیرون برم غیر ممکن میومد. برای همین تا ساعت چهار صبر کردم و بعدش رفتم سراغ جاهایی که توی نگومبو قرار بود ببینم.

اول با برنامه پیک می، توک توک گرفتم بسمت Angurukaramulla Temple.  مسافت زیادی تا معبد نبود ولی 250 روپیه دادم. بنظرم خیلی زیاد بود. یعنی 2 دلار  برای یک مسافت کوتاه اونهم با توک توک. داخل حیاط معبد شدم. معبد بودایی که بسیار زیبا بود  و من وقتی رسیدم دوست داشتم برم داخلش. کفشامو درآوردم  که برم داخل ولی دو تا از پسرهای جوونی که ظاهرا راهب بودند به من گفتن که باید بروشور معبد رو بخرم به مبلغ 1000 روپیه! یعنی حدود 5 دلار ( 75 هزارتومن). من گفتم اگر نخرم نمی تونم برم داخل؟ گفتن اره! من هم نرفتم داخل. شنیده بودم داخلش زیباست ولی واقعا از رفتارشون خوشم نیومد و احساس کردم دارن سواستفاده می کنن. مدتی بیرون معبد بودم  و چرخ زدم .

مجدد با برنامه  تاکسی "پیک می"  بسمت بازار ماهی( (Fish Marketرفتم.  چون نگومبو شهر ساحلیه یک بازار ماهی داره که کنار دریاست. خود محلی ها میومدن اونجا و ماهی میخریدن. بوی ماهی زیاد میومد ولی چیدن ماهی ها روی زمین و دیدن انواع اقسام میگوها و .. جالب بود.

بعد از دیدن بازار ماهی ،  تصمیم گرفتم برم سمت ساحل . البته دوباره توک توک گرفتم چون مسیرش خیلی دور بود و خلوت. دوباره 250 روپیه دادم و رفتم ساحل. کلی آدم محلی اونجا بودند و همه برای شنا اومده بودن. یک بستنی ای بر بدن زدم و مدتی اونجا بودم و غروب برگشتم.

سر راه یکسری به مغازه ها زدم چون می خواستم کلاه بخرم. بنظرم خیلی گرون بود به نسبت ایران.شاید به خاطر مقایسه  قیمت جدید دلار بود.منصرف شدم  و ترجیح دادم عجله نکنم.

نظر کلی در مورد نگومبو :

انتخاب خوبی برای رفتن از فرودگاهه.  از جهتی نزدیکه و اگر اهل دریا و ساحل هستید خوب گزینه ی خوبی هم هست. قیمتها بسیار بالاست ( این رو به نسبت به  بقیه شهر ها میگم ) کمترین مسافتی که با توک توک من رفتم 250 روپیه بود که زیاد بود. مخصوصا من که تنها بودم و هزینه ام با کسی تقسیم نمی شد. بیشتر از یک شب لازم نیست اونجا زمان گذاشت. اگر هم دنبال ساحل و شنا هستید اصلا وقتتون رو توی نگومبو هدر ندید، سریلانکا سواحل بی نهایت زیبای دیگه هم داره.

روز دوم سفر :  رفتن به دامبولا  ( دیدن معبد غار )

Cave Temple

صبح زود بیدار شدم و یک توک توک گرفتم بسمت ترمینال . ارزون ترین وسیله نقلیه به دامبولا ، اتوبوس هست. البته اتوبوس که میگم اتوبوس محلی هست نه اتوبوسهای توریستی. همین مساله خودش برای من جالب بود چون من قاطی اون همه آدم سریلانکایی داشتم به دامبولا می رفتم. مسافت  بین نگومبو و دامبولا حدود 5 ساعت بود که البته با زمان صرف شده قبل و بعدش حدود 7 ساعت طول کشید. اول بگم انتخاب شهر دامبولا برای چی بود.

 من چون می خواستم به سه تا جای تاریخی و دیدنی سریلانکا برم( صخره شیر در سیگیریا، شهر باستانی پلونارووا و معبد غار در دامبولا)  متوجه شدم اگر توی دامبولا اقامت داشته باشم به اون مکان ها نزدیکترم. پس اقامتم رو توی این شهر بنا گذاشتم.

وقتی رسیدم دامبولا، ساعت حدود 1 بعد از ظهر بود که با توک توک رفتم به هاستلم. این هاستلم کنار دریاچه ی دامبولا بود و بسیار زیبا و رویایی. هرچند این باعث نمیشد که حشرات و جانوران مختلف منو بیخیال بشن. وقتی وارد اتاقم شدم  فقط من بودم. وسایلمو گذاشتم و یک استراحت  و حمامی کردم و یه پیراشکی پنیر که از ایران برده بودم رو خوردم . بعدش مسوول هاستل گفت که اگر توک توک میخوام همسایه شون توک توک داره و من می تونم هرساعتی که خواستم  با اون برم. منم قصد داشتم روز اول برم معبد طلایی و معبد غار  که یکی از جاذبه های دامبولاست. گفتم ساعت 4 بیاد دنبالم و من برم اونجا. چون اونجا ساعت 7 عصر بسته می شد. پس من وقت بیشتری نداشتم که استراحت کنم هرچند واقعا دلم می خواست تا بعد از اون مسافرت طولانی یه چرتی بزنم.

 ورودیه ی معبد غار 1500 روپیه بود ( حدود 9 دلار) که البته ارزش دیدن داشت. برای ورود به معابد اولش باید کفشها رو در آورد و هیچی روی سر نباید  نباشه مثل عینک،کلاه،سربند ... چون بی احترامی بحساب میاد. راه رفتن روی زمین داغ و سوزان درحالیکه جوراب هم داشتم خیلی سخت بود. چون هوا واقعا گرم بود و بدون کفش راه رفتن سخت.

معبد غار دارای 5 غار هست که داخلش پر از مجسمه های خدایان بودایی و نقاشی های خیلی جالب هستن. تاریخ این معبد به 1 قرن قبل از میلاد مسیح بر می گرده و نقاشی هایی که روی سقف ها و دیوارها هست این جا رو تبدیل به یک اثر ثبت شده در یونسکو کرده. داخل معابد میشه عکس گرفت ولی بشرطی که پشت به مجسمه نباشید و یا سلفی عکس نگیرید. من داشتم سلفی عکس میگرفتم مسوولش اومد و وادارم کرد همه رو پاک کنم! کمی ناراحت شدم ...البته نه کمی، خیلی ! ولی این همه قانونمند بودن و احترام به قوانین خیلی قابل تحسینه. اطراف غار هم محیط دلپذیریه برای گشتن و وقت گذاشتن. من کلا حدود دوساعتی اونجا بودم ولی اگر هوا کمی مهربون تر بود شاید می شد سه ساعتی وقت گذروند. بعد از دیدن  معبد غار پیاده بسمت معبد طلایی راه افتادم. دوتاش در یک مکانه و باهم میشه اونجا رو دید.

نزدیکی های غروب همون توک توک همسایه که منو رسونده بود منتظرم توی پارکینگ ایستاده بود. ازش خواستم منو به رستوران منگو منگو ببره(mango mango) . این رستوران توی دامبولا یکی از بهترین هاست و برای همین منم که از صبح چیز زیادی نخورده بودم و حسابی گرسنه بودم ، میخواستم دلی از عزا دربیارم. رفتم به این رستوران معروف و غذای معروف  سریلانکایی رو بنام " کوتو " خوردم. البته کنارش هم یک آب نارگیل سفارش دادم که مزه آب معمولی می داد ولی کوتو فوق العاده تند و خوشمزه بود. من عاشق غذاهای تندم  و کوتو به یکی از بهترین غذاهام پیوست. حتما حتما امتحانش کنید. قیمت کوتو در اون رستوران و با نوشیدنی حدود 400 روپیه شد (حدود 3 دلار).

 بعد از خوردن کوتوی عزیزم، برگشتم به هاستل. کمی با متصدی هاستل صحبت کردم و اونهم یک نارگیل بزرگ از درخت توی باغ چید و همراه چند تا موز داد به من . من هم موزهارو نگه داشتم برای صبح. فردا قرار بود برم به شهر تاریخی پلونارووا (polonnaruwa پس حسابی نیاز به استراحت داشتم چون صبح زود باید راه می افتادم تا به اوج گرما نمی خوردم. شب موقع خوبیدن اسپری ضد پشه زدم ولی تمام بدنم پراز نیش پشه بود و اصلا اسپری جوابگو نبود. باورم نمی شد از شب تا صبح، 40 تا نیش پشه روی بدنم بود درحالیکه خودم رو کاملا پوشونده بودم.

روز سوم سفر : رفتن به  خرابه های باستانی پلونارووا

Polonnaruwa  

روز سوم، صبح زود بیدار شدم تا با اتوبوس به پلونورووا برم. ساعت 7 صبح ایستگاه اتوبوس  بودم و دیدم خیل عظیمی از جمعیت اونجا ایستادن که همه شون هم افراد محلی بودن. وقتی اون جمعیت رو دیدم فهمیدم که با چه مشقتی باید خودمو تو اتوبوس جا کنم. وقتی اتوبوس اومد، من هم قاطی بقیه رفتم سوار بشم و با تمام قوا مثل بقیه و با فشار جمعیت رفتم داخل. عین متروی دروازه دولت ساعت 8 صبح بود! فقط فرقش این بود من توی قسمت ویژه خواهران نبودم!  تمام مدت دو ساعت رو سرپا ایستاده بودم. واقعا خسته شده بودم ولی اتوبوس سه برابر ظرفیتش جمعیت داشت و من هم داشتم له میشدم. بالاخره بعد از دو ساعت مچاله شدن رسیدم به پلونارووا.

پلونارووا کجاست ؟

اول بهتون بگم که پلونارووا یک شهر تاریخی مربوط به قرن 11 و 12 هست که  باقیمونده معابد و کاخ پادشاهی در دوران پادشاهی حاکمان رو میشه دید و از کنارشون گذشت و به هزاران سال قبل سفر کرد.کلا دو تا شهر که قبلا پایتخت بوده و دوره بسیار مهمی در تاریخ سریلانکا رو از سر گذرونده بوده، یکیش شهر آنورداهاپورا  هست و یکیش همین پلونارووا. آنوردهاپورا قدیمی تر و باستانی تره .پلونارووا و آنوردهاپورا خیلی شبیه هم هستند و تعداد بناهایی که میشه دید  توی پلونارووا بیشتره. باتوجه به قیمت ورودیشون هم من تصمیم گرفتم اینجا بیام. چون سبک معماری و نمادهای فرهنگی مذهبی سریلانکا در این دو مکان شبیه هم هستند.

  من از دیدن خرابه های تاریخی بسیار لذت می برم و از قبل سفرم برای دیدن این مکان هیجان داشتم. فاصله پلونارووا تا دامبولا با اتوبوس محلی حدود 2 ساعت هست. یعنی میشه رفت و برای اقامت مجدد برگشت به دامبولا. پلونارووا شهر تاریخی قدیمیه که با پای پیاده اصلا نمیشه توش رفت. البته نه که نشه ولی دو سه روز طول میکشه و هوای دامبولا بسیار گرمه . از طرفی مجسمه های بودا و یا کاخ های پادشاهی و قسمتهای مختلف این شهر ازهم دورن. یا باید دوچرخه کرایه کرد (که به نظرم توی اون هوای وحشتناک گرم اصلا کار منطقی ای نیست ) و یا توک توک.  بلیط ورودی اینجا حدود 25 دلاره که اگر با توک توک بخواید داخل محوطه رو بگردید حدود 35 دلار کلا هزینه براتون برمیداره. چون توک توک یک ساعت و یا دوساعت در اختیارتونه و شمارو کنار هر بنا پیاده می کنه و شما کامل اون قسمت رو می گردید و بعد مجدد سوار توک توک می شید. من هم همین کارو کردم. (البته قبلش پیش خودم گفتم" میخوام راه برم و با آزادی بیشتری بگردم.چرا توک توک بگیرم؟" ولی به محض ورود به اونجا درحالیکه ساعت 10 صبح بود ولی حس کردم اصلا بدون توک توک شدنی نیست! مسیرهای بین هر بنا طولانی و هوا گرم و وحشتناک. درعین حال که 35 دلار واقعا برای ما که پولمون بی ارزش شده خیلی زیاد به نظر میاد، ولی چاره ای نبود. اگر هم رشته های تاریخ و معماری و ... خوندید و یا به این رشته ها علاقه دارید که توصیه میکنم حتما به این مکان برید و هزینه کنید. واقعا حیفه. تصور کنید کسی ایران بیاد ولی تخت جمشید رو نبینه! خیلی از تورها مسافرهارو این قسمت نمیارن درحالیکه من بخش اصلی سفرم به سریلانکا اینجا بود. درمورد تاریخ پلونارووا زیاد نمی نویسم چون توی اینترنت بسیار کامل میشه پیدا کرد و خوند. 

فقط یه توضیحی درباره نوع بناهای مذهبی که در سریلانکا زیاد دیده میشه میدم. "استوپا " قدیمی ترین بنای مذهبی بودیسمه که شکل یک نیم کره یا تپه است. استوپا در ابتدا تنها شامل تپه ی گنبدی شکل بوده که از گل و یا توی مکانهای کم آب از توده ای سنگ ساخته می شده تا پوششی بر آثار مقدس بودا باشه. پس از درگذشت بودا، بدن بودا سوزونده شد و خاکسترش تقسیم شد و زیر 8 تا استوپا دفن شد. دو استوپا بر روی ظرف خاکستر و خاک ذغال هایی که پیکر بودا با آتیش اون سوزونده شده بود، قرار گرفت. اسم دیگه ای که ممکنه به این نوع بناهای مذهبی گفته بشه "داگوبا" و حتی "پاگودا" است. درحال حاضر، تفاوت زیادی بین  استوپا و پاگودا قایل نمیشن. اما در کل، استوپا بناییه که توسط بوداییان هند و آسیای جنوب غربی ساخته میشه و پاگودا به بناهای بودایی ساخته شده در آسیای شرقی گفته میشه که میتونه دارای در ورودی باشه و حتی مورد مصارف غیر مذهبی قرار بگیره.

وقتی با همون توک توک که گرفته بودم قسمت های مختلف داخل محوطه رو دیدم و کلی فیلم و عکس گرفتم،  بعد از حدود 3 ساعتی قصد برگشتن کردم. البته گرمای هوا...یه چیزی می گم و یه چیزی می شنوید....فوق العاده کلافه ام کرده بود. اگر چترمو با خودم آورده بودم خیلی بهتر بود ولی توی چمدون استراحت می کرد!

 چند تا نکته مهم :

  1. ورود به این منطقه به منزله ورود به یک مکان مذهبی هم هست. خیلی از جاها باید کفش ها رو درآورد و با پای برهنه راه رفت، پس بهتره جوراب نخی هم داشته باشید. بدون جوراب حتما پاتون میسوزه و اذیت میشید.
  2. همچنین برای گرفتن عکس نباید پشت به مکان ها ایستاد وگرنه همونجا میان تذکر میدن و واقعا این موضوع رو اهمیت میدن.این موضوع بسیار جدیه.
  3. بطری پلاستیکی آب نباید همراهتون باشه (جهت ایجاد زباله)
  4. اصلا نباید موسیقی و رادیو .. گوش کنید.
  5. کفش راحت داشته باشید چون باید زیاد راه برید.
  6. حتما کلاه لبه دار و عینک آفتابی و لباس پوشیده  و حتی چتر به همراه داشته باشید.
  7. سعی کنید صبح زود اونجا باشید وگرنه هرچقدر به ظهر نزدیک تر میشه، تحمل هوا طاقت فرساست.
  8. بلیطتون رو دور نندازید چون خیلی قسمتها ازتون میخوان که مجدد نشون بدید.

نظر کلی درباره پلونورووا :

 من به شخصه دیدن این منطقه رو با وجود گرون بودنش توصیه می کنم . اگر اهل تاریخ و هنر و معماری نیستید و علاقه ای هم ندارید و سریلانکا رو برای تفریح انتخاب کردید، و یا همراهتون بچه کوچیک دارید، دراین صورت این مکان رو حذف کنید. چون انرژی زیادی باید داشته باشید تا همه قسمتهای داخلش رو برید و ببینید و از طرفی هم همه مکان ها نمیشه چیزی خورد چون ممنوعیت داره. پس همین مساله و گرمای هوا می تونه اذیت کننده باشه. اگرهم که علاقه مند هستید ، حتما توک توک بگیرید و سر فرصت همه قسمت هاشو برید ببینید. به طور کلی من سه ساعت زمان صرف کردم ولی به نظرم کم بود و می شد خیلی بیشتر اونجا بود و لذت می برد.  گرمای هوا  برای من طاقت فرسا بود. اگر توک توک گرفتید و خواستید منطقه رو بگردید ، ازقبل اطلاعاتی داشته باشید چون راننده توک توک ممکنه شمارو همه جا نبره و بخواد زود پیاده کنه. اگر شما ندونید چه جاهایی وجود داره ، عملا از دستش دادید.

بعد از دیدن پلونورووا ، راه افتادم بسمت جاده.همین طور که منتظر ایستاده بودم ، یک آقایی که مسوول کرایه دادن دوچرخه ها بود اومد سراغم و کلی صحبت کرد و وقتی فهمید از ایران اومدم کلی خوشحال شد. از تجربه اش توی ایران گفت و اینکه توی فرودگاه امام خمینی توقف داشته و کلا ایران رو کشور قوی ای می دونست.

 بعد از یک ساعتی منتظر  ایستادن، همون آقا از  اتوبوسهای جاده ای که میرفتن دامبولا ، یکیشون رو جلوش رو گرفت و من رو سوار کرد.

بعد دوساعت رسیدم مرکز شهر دامبولا و با توک توک رفتم هاستل. وقتی رسیدم هاستل ، حدودا ساعت 4 عصر بود.  یکم استراحت  کردم و عصرش با هم اتاقی ام رفتیم توی شهر و دوری زدیم.

روز چهارم : صخره شیر (سیگیریا )

Lion rock, Sigiriya

صخره سیگیریا چی هست اصلا؟

صخره سیگیریا یا صخره شیر یک اثر باستانی مهم در سریلانکاست که در یونسکو ثبت شده. به قرن پنجم بر می گرده و 370 متر ارتفاع داره و پادشاه آن دوره، اون رو برای کنترل به اطراف و نمای 360 درجه داشتن انتخاب کرده. قرن چهاردهم این مکان به صومعه تبدیل شده ولی بعدش حدود 300 سال هیچ کسی خبری از اینجا نداشته.

 صخره سیگیریا چند بخش مهم داره، دروازه شیر( به دلیل شکل پنجه های شیر در ابتدای ورودی قسمتی از صخره)، باغ ها ( باغ هایی که بسیار قدیمی هستند و حتی از طریق اونها میشه به کاخ اصلی راه پیدا کرد )، کاخ های مخروبه و دیوار آینه ای ( که گفته میشه انقدر اون دیوار صیقل داده شده بوده که پادشاه چهره خودشو می دیده) . 

همون طور که قبلا گفتم یکی از جاذبه های باستانی  سریلانکا صخره شیر در سیگیریاست. سیگیریا حدود نیم ساعت با دامبولا فاصله داره. پس بازهم دامبولا گزینه ی خوبی برای اقامت به حساب میاد.

صبح زود راه افتادم و با توک توک همسایه رفتم ایستگاه اتوبوس تا به  سیگیریا برم. اتوبوسش به شلوغی اتوبوس پلونارووا نبود و من تونستم بشینم روی صندلی. جایی که اتوبوس پیاده می کنه،  سر جاده است و حدود 10 دقیقه باید پیاده روی کرد تا به باجه بلیط فروشی رسید. قسمت بلیط سیگیریا 30 دلار هست. یک صخره دیگه ای هست به اسم " پیدورانگالا " که چند کیلومتر بیشتر با صخره شیر فاصله نداره و بلیطش هم ارزون تره. ( حدود 4 دلار) .پیدورانگالا و صخره شیر روبروی همدیگن و اگر بالای  پیدورانگالا بایستید صخره سنگی شیر رو به راحتی میبنید.

 ارتفاع دوتا صخره مثل همه  ولی خب قیمتشون متفاوته و از طرفی صخره شیر ثبت یونسکو شده.  بالا رفتن از صخره شیر راحت تره چون همه صخره رو با پله های آهنی و چوبی پوشوندن و شما از روی اون پله ها بالا می رید. من پیدورانگالا رو نرفتم ولی قبلش خیلی تحقیق کردم. قصدم این بود دوتاشو برم. یعنی اول گفتم برم صخره شیر و ببینم و برگردم و بعدش برم پیدورانگالا. ولی خب  من 8 صبح  کنار بلیط فروشی رسیدم دیدم صف طولانی ای از توریست ها هست که ظاهرا از من زرنگ تر بودن. ( البته من صبح زود راه افتاده بودم ولی کلا شلوغ بود) . بعد از صف طولانی وارد محوطه شدم و به راه افتادم.  بعضی قسمت ها فشردگی جمعیت باعث کند شدن حرکت می شد.چون یک جاهایی پلکانش یک نفره بود و باریک. توی اون هوای گرم هم نمی شد یکسره رفت بالا. هی استراحت می کردم و  تجدید قوا و مجددا راه میفتادم.

بعد حدود یک ساعت که به بالای صخره رسیدم و قلعه رو دیدم و نمای 360 درجه اطراف رو که تا چشم کار میکرد  درخت و جنگل و سبزه زار بود. مدتی اون بالا بودم و با افراد سریلانکایی صحبت کردم و برگشتم. 

وقتی پایین رسیدم ساعت 11 بود. واقعا حیفم میومد برگردم چون وقت زیادی داشتم .از طرفی هرچی فکر می کردم توانایی کوهپیمایی پیدورانگالا رو نداشتم. هوا هم داشت گرمتر و سوزناک تر میشد. موقع برگشت از دریاچه های کوچیکی گذشتم که نوشته بودن توش کروکودیله و بهتره نزدیک نشید

. به سر جاده رسیدم و منتظر توک توک که برگردم . یک راننده توک توکی اومد و گفت :"من میبرمت و در وسط راه یک جایی هست مثل مزرعه ادویه. اونجارو هم ببین.حیفه تا اینجا اومدی نبینیش"

 تاکید کردم که حتما ورودیش رایگان باشه. اونهم گفت اره. من هم قبول کردم و رفتیم به اون باغ ادویه. یک آقایی اومد سراغ من و دونه دونه گیاههای  دارویی و ادویه مختلف رو نشون میداد و توضیح می داد. خیلی هم خوش برخورد بود. مثلا می گفت این گیاه  هله و اینم روغن هل و کرم و ... . کاملا مشخص بود توضیحاتش درباره گیاهها، جنبه ی بازاریابی داره. چرا؟

چون آخرش برای خروج باید از یک مغازه بزرگ رد می شدم که توش پر بود از کرم و لوسیون و ادویه های مختلفی که همون آقاهه توضیح می داد و البته بسیار گرون. تازه فهمیدم راننده توک توک در ازای آوردن توریست به اینجا یه پولی می گیره. من هم چیزی نخریدم و برگشتم. البته این مدل بازاریابی همه جا هست ولی این یکی از موقعیت هایی بود که قبلا گفتم کمک صد درصد نبود و آخرش یه چیزی رو می خواستن بفروشن.

خلاصه برگشتم به هاستل. استراحتی کردم و با یکی از خانمهایی که توی اتاق کناری هاستل بود و از استرالیا اومده بود مشغول به صحبت شدم. اون خانوم تعریف میکرد که سرطان سینه داره و توی سریلانکا یک  طبیب سنتی هست که با گیاهای دارویی سریلانکا و ریلکسیشن سرطان رو درمان میکنه. این خانوم هم یک ماهی قرار بود سریلانکا باشه  و از روند درمانیش راضی بود. قرار شد باهم بریم دریاچه کنار هاستل و بعدش یه چیزی بخوریم. راه افتادیم سمت دریاچه دامبولا . اون خانوم رفت داخل دریاچه و آبتنی کرد. ولی به نظرم آب دریاچه خیلی زلال نبود و چندین نفری توش بودن . من تماشا کردم و بعدش باهم رفتیم سمت جاده. بهش رستوران منگو منگو رو پیشنهاد دادم و اونهم بدش نیومد امتحان کنه. باهم رفتیم همون رستوران منگو منگو و من اینبار " نازی گورنگ "(Nasi Goreng)  که یک غذای چینی بود سفارش دادم . به نظرم عالی بود. بعدش که داشتم از تندی غذا می سوختم یک آیس کافی سفارش دادم و آروم شدم. کل غذا 400 روپیه شد ( حدود 2 دلار).

موقع برگشت هم سری به یک مغازه زدیم و من شلوار خنکی نخی خریدم. بعدش هم غروب شده بود و ماهم برگشتیم هاستل. شاید براتون سوال پیش اومده باشه که چرا پلونارووا و سیگیریا رو در یک روز نرفتم؟ چون همون طور که شرح دادم من بازدیدم از هر دو مکان  نهایتا تا ظهر بیشتر طول نکشید.

راستش همین برنامه رو داشتم و وقتی دیدم بازدیدم از منطقه پلونارووا تا ظهر بیشتر طول نکشید، گفتم بعد از ظهرش برم صخره شیرو ببینم که فرداش از دامبولا دربیام و برم شهر بعدی. متصدی هاستل وقتی این رو شنید گفت که من باید همه پول سه شب رو پرداخت کنم حتی اگه بخام دوشب بمونم . بهانه اش هم این بود که شما رزرو کرده بودی اینجا و اگر مسافری میومد ما نمی تونستیم جای شما رو بهش بدیم. درحالیکه فقط  بهونه بود چون اون هاستل تقریبا خالی بود از توریست و پر بود از تختهای خالی. داشت دندون گرد بازی درمی آورد . من هم تصمیم گرفتم حالا که باید پول یکشب رو بدم ، چرا خودمو خسته کنم. هاستل بسیار زیبایی بود که واقعا رویای بود ولی خلوت بودنش کلافه ام کرده بود و وقتی هم متصدیش گفت نمی شه و باید پولشو بدی بیشتر رو مخم رفت.

نظر کلی درباره شهر دامبولا :

شهر دامبولا بسیار گرم بود و پر از پشه . من تمام بدنم  رو پشه زده بود درحالی که لباس پوشیده داشتم و با اسپری ضد پشه میخوابیدم. به نسبت شهر نگومبو قیمت توک توک پایین تر بود. از لحاظ دسترسی به شهر پلونارووا، آناردهاپورا ، صخره سیگیریا و معبد غار ، بهترین دسترسی رو داره . خود شهر دامبولا جای زیادی برای دیدن و وقت گذروندن نداره. تجربه ای که من داشتم این بود که  شهر خلوتی بود و کلا موقع غروب که میشد همه جا تاریک می شد (این مساله مخصوص همه جای سریلانکا بود) . اگر تمامی این مکانهای باستانی رو میخواید ببینید، 3 روز کامل رو نیاز دارید( 4 شب ). اگر فقط سیگیریا می خواید برید همون یک روز کافیه. من دوست داشتم همه شو ببینم و باتوجه به سرعتم توی سفر می تونستم توی  دوشب اقامت پوشش بدم. البته گرمای هوا اجازه نمیده مثلا شما صبح برید پلونارووا و ظهرش برید سمت سیگیریا. چون صخره  سیگیریا رو بالا رفتن ، هم انرژی زیادی میخواد ، هم اینکه به خاطر آفتاب دچار آفتاب زدگی می شید. پس بهتره صخره شیر و پلونارووا رو در دو روز مختلف رفت.

معبد غار رو هم که میشه در یکی از بعد از ظهرها گنجوند. برای دیدن همه این مکان ها روی هم رفته 100 دلار باید نفری هزینه کنید. ( صخره سیگیریا 30 دلار، پلونارووا و توک توک داخلش 35 دلار ، معبد غار 10 دلار ، آنورهاپورا 25 دلار )  من قیمت هارو به دلار میذارم و شاید بخاطر تغییر قیمت روپیه نسبت به دلار بالا پایین بشه. اگر ازمن بپرسید حالا ارزششو داره بریم صد دلار هزینه کنیم اینجاهارو ببینیم؟  میگم :  آره. اگر اهل تاریخ هستید مسلما لذت زیادی خواهید برد ولی با توجه به گرون دراومدنش برای ما اگر قرار باشه انتخاب کنید، من فکر میکنم پلونارووا رو بجای آنورهاپورا بشه انتخاب کرد . و اگر بخام دوباره برم سریلانکا، مسلما بجای صخره شیر،  کوه پیدورانگالا رو انتخاب می کردم. چون هم ارزون تر بود و هم اینکه زیبایی صخره شیر رو از اونجا بهتر میشه دید. این ترجیح منه. اگرهم اهل تاریخ و معماری و .. نیستید ، شهر دامبولا رو بگذرید و یکسره برید کندی.

بیشتر بخوانید : رئیس جمهور جدید سریلانکا برادرش را نخست وزیر کرد



+ 2
مخالفم - 1
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به سایت تیتربرتر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری