ارسال خبر   |   همکاری   |  درباره ما   |  تماس با ما   |  آرشیو   |  تبلیغات   |  جستجو   |  پیوندها   |  گیشه روزنامه ها   |  نتایج زنده ورزشی   |  قیمت خودرو                
                                     صفحه نخست |    اقتصاد |    سیاست |    جامعه |    ورزش |    فرهنگ و هنر |    عکس |    فیلم |    اخبار شرکت ها |    استانها |    ماهنامه تیترصبح  
یکشنبه، 2 اردیبهشت 1397 - 19:10   
  آخرین عناوین اخبار :  
 
 آخرین خبرها

  واریز سود گروه بیستم مشمولان سهام عدالت در ۲۸ بانک


  توضیحات پزشکیان درباره ماجرای "دختر خوشگلا"


  اعلام ترکیب پرسپولیس برای بازی با ذوب‌آهن


  علت هایی که موجب شکست شما در رسیدن به اهداف می شوند


  معرفی فعالان نظام مدیریت دانش بانک صنعت و معدن در سال 96


  ایران حملات تروریستی کابل را محکوم کرد


  ضرورت پرداخت یارانه به واردات محصولات کشاورزی


  گرو نگه داشتن کودک تازه متولد شده در بیمارستان کمالی کرج


  ارتقاء کیفی خدمات باید برای تمام مشتریان ملموس باشد


  دایی مانع بزرگ نقل و انتقالاتی پرسپولیس


  بارش برف و باران در محورهای مواصلاتی آذربایجان‌ غربی


  فیلم/واکنش جالب مریلا زارعی در مقابل دست دادن سینماگر چینی


  افزایش ۱۰درصدی قیمت لوازم خانگی/خرید قسطی رواج گرفته است


  گزارش تصویری روز سوم جشنواره جهانی فیلم فجر


  هدفمند کردن صادرات با عرضه در بورس کالا


  بررسی فعالیت‌های بانک پارسیان در اشتغالزایی و رونق تولید


  زلزله‌ی 4.7 ریشتر در شهرستان خنج


  روز زمین پاک با شعار «نه به کیسه‌های پلاستیکی»


  تنها راهبرد عبور از بحران کم آبی در اصفهان اعمال مدیریت مصرف است


  قیمت مرغ به مرز ۹هزار تومان می‌رسد


  مردم تامین کننده اصلی امنیت کشور هستند


  افزایش خطر حمله قلبی با چربی شکمی


  افزایش نرخ سکه در بازار


  انتقال آب از کشورهای خارجی به دریاچه ارومیه


  دست ندادن مریلا زارعی با مرد چینی سوژه شد


  باشگاه استقلال به پرداخت غرامت محکوم شد


  چگونه با شکست عاطفی کنار بیایم؟


  علت بروز اختلال گسترده در شبکه اپراتور همراه اول چه بود؟


  احتمال همکاری دوباره مهران مدیری با تلویزیون


  آزاد شدن واردات برنج


  آگهی فروش اسمشو نبر و زیرپیراهن‌های آدیداس!


  تعیین نرخ ارز یکسان آرامش را به جامعه برگرداند


  سعید مرتضوی دستگیر شد/مجرم معروف کجا پنهان شده بود؟


  تقویت پیام‌رسان‌های داخلی به معنای محدودسازی سایر شبکه‌های اجتماعی نیست


  "خودکفایی واقعی گندم" و "بهترین بودن"


  فولاد مبارکه بیش از ۴ برابر میانگین بازار سرمایۀ کشور بازدهی داشته است


  شمار شهدای حمله کابل به ۲۵ شهید رسید


  افتخارآفرینی کارکنان فولاد مبارکه در فروردین ماه ۱۳۹۷


  شاخص بورس قرمز پوش شد


  کامیون حامل پارچه‌های قاچاق در شاهرود متوقف شد


  تیم ملی موتور کراس ایران راهی مسابقات قهرمانی آسیا می‌شود


  دور نهایی بخش موسیقی "هزار صدا" برگزار می شود


  واردات خودرو در نخستین ماه سال‌جاری ۷۳ درصد کاهش داشت


  قیمت لوازم خانگی صعودی شد


  افزایش 12 درصدی پروازهای عبوری از آسمان ایران


  دلیل تخریب مسکن مهر در زلزله سرپل‌ذهاب اعلام شد


  بمناسبت دوم اردیبهشت سالروز تأسیس سپاه


  مجتمع فرهنگی و هنری اسکو با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی افتتاح می شود


  امکان بخشده شدن پرسپولیس وجود دارد


  پژوهشگر ایرانی داور مجلات معتبر حوزه انرژی شد


ادامه آخرین خبرها
- اندازه متن: + -  کد خبر: 78087صفحه نخست » سلامتسه شنبه، 28 فروردین 1397 - 10:55
یک دنیا امید و آرزو پیروز در مقابل سرطان
با مددکاران مؤسسه مکس راهی خانواده دو تن از کودکان سرطانی شدیم، کودکانی که دنیایشان با کودکان دیگر فرق دارد و روزگار کودکی خود را در بیمارستان‌ها سپری می‌کنند و تنهای آرزویشان سلامتی و تندرستی است.
  

  به گزارش تیتربرتر، امروز قرار است که به خانه دو کودک سرطانی برویم و از وضع زندگی‌شان خبردار شویم، به همراه ما مددکاری هست که خودش نیز روزگاری را با سرطان گذرانده و موفق شده که این بیماری سخت را شکست دهد، حال با خود کوهی از امید را آورده تا مرهمی بر دل مادران کودکان سرطانی باشد و به آن‌ها بگوید که سرطان درمان شدنی است.

اولین میزبان ما دختر کوچک و مهربانی است که تبسم نام دارد، تبسم شش ساله است و از شهریورماه 96 سرطان مهمان ناخوانده بدنش شده، وارد خانه که می‌شویم به همراه مادرش به استقبالمان می‌آید، از در که وارد می‌شوم تختی پر از عروسک‌های مختلف را می‌بینم که عکس کودکی تبسم بالای آن نصب‌شده است.

مادرش به‌آرامی اشاره می‌کند که تبسم نمی‌داند، مریضی‌اش چیست و محافظه‌کارانه از درمان دخترکش سخن می‌گوید و نگران آینده تبسم است، اما وقتی متوجه می‌شود که مددکار همراه ما نیز خودش سرطان داشته و خوب شده است، چشمانش برق می‌زند و می‌گوید دعا کنید که تبسم هم خوب شود.

می‌گوید تبسم قبل از اینکه بیمار شود به کلاس چرتکه می‌رفت و خودش را برای رفتن به‌پیش دبستانی آماده می‌کرد اما بیماری‌اش امان نداد که به مدرسه برود، تبسم با شیطنت به اتاقی دیگر می‌رود و دفتر چرتکه‌اش را به دست می‌گیرد و می‌آورد، با دستانش نوشته‌هایی که در چند خط نوشته‌شده را نشان می‌دهد و می‌گوید این‌ها که نازک هستند را من نوشتم و آن‌ها که نازک نیستند را خانم معلم.

به سمت تخت و عروسک‌هایش می‌روم تبسم همراهیم می‌کند؛ نام عروسک‌هایش را می‌پرسم می‌گوید نمی‌دانم همه این‌ها اسم داشتند ولی یادم نمی‌آید اسمشان چیست، این فکر کنم سارا بود شاید هم آیدا اما الآن نمی‌دانم اسمشان چی بود.

می‌گویم از بین این‌همه عروسک و خرس کدام را بیشتر دوست داری؟ خرس بزرگ قرمزی که نصف تختش را گرفته است نشان می‌دهد، می‌گوید این را خیلی دوست دارم کمی فکر می‌کند و با صدای بلند می‌گوید نه، به عروسک‌هایش نگاه می‌کند و عروسک صورتی‌رنگی را به دست می‌گیرد و می‌گوید این را هم دوست دارم، عروسک دیگری به دست می‌گیرد و می‌گوید این را هم و در نهایت می‌گوید همه را دوست دارم.

دستی به سرش می‌کشم انگار زبری موهایی که تازه بر سرش جوانه‌زده است او را بیشتر از من می‌آزارد، بلافاصله عکسی با موهای مشکی بلندش را نشانم می‌دهد و می‌گوید ببین موهایم تا کجا بود به سمت کشو حرکت می‌کند و چند گل سر و تاج گل را به روی سرش می‌گذارد و می‌گوید این‌ها را قبلاً روی موهایم می‌گذاشتم اما الآن دیگر نمی‌توانم، می‌گوید روزهای اول که به بیمارستان می‌رفتیم پرستارها موهایم را می‌بافتند و از موهایم تعریف می‌کردند اما الآن زشت شدم و کچل؛ حتی دکتر گفته است که دیگر نباید لاک بزنم؛ لاک‌هایم را نگه داشتم تا حالم خوب شود دعا کن که زود خوب بشوم و موهایم دوباره بلند شود.

روی دستش رد آمپول‌های بسیار دیده می‌شود، می‌گوید 15 روز بیمارستان بودم و تازه برگشتم؛ قرار است دوباره به بیمارستان بروم، یک 14 روز، یک پنج روز و یک چهار4 روز دیگر هم باید بروم تا خوب شوم.

می‌گویم بیمارستان چه‌کار می‌کنی؟ با شیطنت بچه‌گانه می‌گوید سرت را بیار جلو و به‌آرامی به‌طوری‌که دیگران صدایمان را نشنوند در گوشم می‌گوید من آنجا یک دوست دارم اسمش ابوالفضل است، خیلی او را دوست دارم اما او بدجنس شده و با مهدی دوست شده است، زهرا هم که سرپایی شده است من تنهایم و دوست دارم زودتر خوب بشم.

میگویم سرپایی است یعنی چه؟ با زبان کودکانه‌اش فضای بیمارستان را برایم ترسیم می‌کند، «آنجا دو اتاق‌ داریم، یکی برای ما هست که باید روی تخت باشیم و به ما آمپول بزنند یک اتاق بازی داریم و یک اتاق دیگر که هر کس حالش بهتر شود می‌رود آنجا به آن اتاق می‌گویند سرپایی».

مادر تبسم با سینی چایی به سراغمان می‌آید، از سر عادت چایی را نمی‌خورم، تبسم با شوق خاصی به چایی نگاه می‌کند، می‌گوید من عاشق چایی هستم اما باید در روز فقط یک چایی بخورم تو به چایی حساسیت داری؟

خنده‌ام می‌گیرد می‌گویم نه مگر حساسیت به چایی هم داریم، چهره‌اش جدی می‌شود و قیافه حق‌به‌جانبی می‌گیرد، با زبان کودکانه‌اش می‌گوید ببین هر کسی به یک‌چیزی حساسیت دارد مثلاً من خودم به سرما، فکر نمی‌کردم به سرما حساس باشم یک روز در هوای سرد آب‌بازی کردم که سرما خوردم و حالم بد شد دکتر بهم گفت که به سرما حساسی حالا هم دکتر می‌روم و آمپول می‌زنم که حساسیتم به سرما کم شود.

غرق در نگاه معصومانه‌اش می‌شوم که چه استادگونه برای من از بیماری‌اش می‌گوید، سرطانی که تمام وجودش را فراگرفته است و تبسم تنها می‌داند که به سرما حساس است و مادرش نمی‌گذارد که نام این بیماری سخت به گوش دخترکش برسد، مبادا اینکه روحیه‌اش را از دست دهد، می‌گذارد در دنیای کودکانه‌اش خود را حساس به سرما بداند به‌جای اینکه با واقعیت سرطان روبه‌رو و دنیای کودکی‌اش بر سرش آوار شود.

مادرش می‌گوید همه‌چیز از یک سرماخوردگی شروع شد، فکر نمی‌کردم این‌قدر جدی باشد، هنوز هم باورم نشده است که دخترکم به این بیماری مبتلاست، درمانش سخت است و هزینه بالایی دارد، مستأجر هستیم و همسرم کارگر کارخانه است، حدود شش ماه است که حقوق دریافت نکرده اما مؤسسه مکس در پرداخت هزینه‌های درمان به ما کمک می‌کند، اگر کمک‌های این مؤسسه نبود ما قادر به پرداخت هزینه‌ها نبودیم.

وقت رفتن است؛ تبسم می‌گوید دوباره بیا باهم حرف بزنیم و دوست باشیم، به سمت کمد عروسک‌هایش می‌رود، برچسب‌هایی از شخصیت‌های کارتونی موردعلاقه‌اش را بر روی درب کمد نصب‌کرده است دو برچسب مختلف را برای من می‌آورد و به تلفن همراهم می‌چسباند؛ می‌گوید از بیمارستان که آمدم حتماً بیا این‌ها را هم از روی گوشی‌ات بر ندار، قول می‌دهم که بعد از دوران درمانش حتماً به دیدنش بروم.
 
اگر تمام زندگی‌مان را هم بفروشیم، نمی‌توانیم هزینه درمان را بدهیم
مقصد بعدی خانه پسر کوچک سه ساله‌ای است که براثر سرطان کلیه خود را از دست‌ داده؛ خانه‌شان در حاشیه شهر است، آدرس را به‌سختی پیدا می‌کنیم؛ مادر در حالی‌که کودک را بغل کرده و دست دختر کوچکی را در دست دارد به استقبالمان می‌آید.

این بار پسرک با موهای تراشیده به مادرش چسبیده است و هراس دارد که از مادر جدا شود، مادر جوان است اما گرد پیری بر چهره‌اش نشسته؛ از شرایط سختش با لبخند برایمان تعریف می‌کند و می‌گوید گاهی وقت‌ها خدا به آدم صبری می‌دهد که خودت هم نمی‌دانی از کجا آمده است.

سختی زندگی‌اش را با چشم هم می‌شود دید، خانه کلنگی و نم زده است، دیوارهای خانه با پلاستیک پوشیده شده و برای جلوگیری از خیس شدن فرش‌ها روی آن‌ها نیز پلاستیک کشیده شده است.

شرم در نگاهش موج می‌زند و می‌گوید اینجا مستأجر هستیم و دیوارها نم می‌دهد همه فرش‌هایمان خیس شده است چند بار به صاحب‌خانه گفتیم می‌گوید که پول‌ندارم که پولتان را بدهم مجبوریم همین‌جا بمانیم.

می‌گوید همسرم کارگر ساختمانی است و هر روز صبح به میدان می‌رود تا کاری پیدا کند هرچند وقت یک‌بار کاری پیدا می‌کند که 50 هزار تومان حقوق می‌گیرد و هر طور شده اجاره خانه را درمی‌آورد.

از هزینه‌های درمان می‌پرسم که چگونه تأمین می‌شود، می‌گوید ما که نمی‌توانیم از پس هزینه‌های درمان بربیایم درمانش پروسه طولانی داشت و یک کلیه‌اش را درآوردند این هزینه درمان را ما نمی‌توانستیم بدهیم همه هزینه‌های درمان را مؤسسه مکس پرداخت کرده است، با خوشحالی می‌گوید الآن حال پسرم بهتر شده و هر وقت نیاز به درمان باشد خیالمان راحت است که مکس هزینه‌اش را پرداخت می‌کند، ما اگر می‌خواستیم تمام زندگی‌مان را هم بفروشیم، نمی‌توانستیم هزینه درمان را بدهیم.

در خانه کودکان سرطانی اگرچه سلامتی نیست اما مقاومت، مبارزه و امیدواری موج می‌زند، بیرون از اینجا مردم دید خوبی نسبت به این بیماری ندارند، فکر می‌کنند این بچه‌ها آینده‌ای ندارند، نگاه، ناامیدانه است اما آرزوهای کودکان سرطانی هرگز نمی‌میرند چراکه آن‌ها امید دارند و برای سلامتی‌شان می‌جنگند.


 

انتهای پیام/

   
  
کلیدواژه ها: سرطان- منطقه قزوین-


اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
  لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «تیتربرتر» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

  کد امنیتی:
 
 
 
 سراسر وب

واریز سود گروه بیستم مشمولان سهام عدالت در ۲۸ بانک

واریز سود گروه بیستم مشمولان سهام عدالت در ۲۸ بانک


 

توضیحات پزشکیان درباره ماجرای "دختر خوشگلا"

توضیحات پزشکیان درباره ماجرای "دختر خوشگلا"


 

اعلام ترکیب پرسپولیس برای بازی با ذوب‌آهن

اعلام ترکیب پرسپولیس برای بازی با ذوب‌آهن


علت هایی که موجب شکست شما در رسیدن به اهداف می شوند

علت هایی که موجب شکست شما در رسیدن به اهداف می شوند


 

معرفی فعالان نظام مدیریت دانش بانک صنعت و معدن در سال 96

معرفی فعالان نظام مدیریت دانش بانک صنعت و معدن در سال 96


 

ایران حملات تروریستی کابل را محکوم کرد

ایران حملات تروریستی کابل را محکوم کرد


ضرورت پرداخت یارانه به واردات محصولات کشاورزی

ضرورت پرداخت یارانه به واردات محصولات کشاورزی


 

گرو نگه داشتن کودک تازه متولد شده در بیمارستان کمالی کرج

گرو نگه داشتن کودک تازه متولد شده در بیمارستان کمالی کرج


 

ارتقاء کیفی خدمات باید برای تمام مشتریان ملموس باشد

ارتقاء کیفی خدمات باید برای تمام مشتریان ملموس باشد


دایی مانع بزرگ نقل و انتقالاتی پرسپولیس

دایی مانع بزرگ نقل و انتقالاتی پرسپولیس


 

فیلم/واکنش جالب مریلا زارعی در مقابل دست دادن سینماگر چینی

فیلم/واکنش جالب مریلا زارعی در مقابل دست دادن سینماگر چینی


 

افزایش ۱۰درصدی قیمت لوازم خانگی/خرید قسطی رواج گرفته است

افزایش ۱۰درصدی قیمت لوازم خانگی/خرید قسطی رواج گرفته است


 
 
نقل و نشر مطالب با ذکر نام سایت خبری تحلیلی تیتربرتر بلامانع است.
info@titrebartar.com
طراحی و اجرا: خبرافزار