دوشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۸ ۱۵:۱۱
۰
۰
نسخه چاپی
نا گفته هایی از زندگی امام سوم شیعیان

حقایق جالب در مورد امام حسین

نا گفته هایی از زندگی امام سوم شیعیان
امام حسین (ع) کیست؟ روایت های بسیار گوناگونی درباره فضایل سومین امام شیعیان نقل شده است امروز با تحریریه تیتر برتر همراه باشید تا حقایق و شایعات و اکاذیب را در مورد ماجرای امام حسین از بدو تولد تا به امروز تحلیل و بررسی کنیم
به گزارشتيتربرتر؛

از ولادت حسین بن علی (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که پیامبر راستین اسلام (ص ) درباره حسین (ع ) ابراز می داشت ، به بزرگواری و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند. سلمان فارسی می گوید: دیدم که رسول خدا (ص ) حسین (ع ) را بر زانوی خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهای خدایی که نه نفرند و خاتم ایشان ، قائم ایشان (امام زمان "عج ") می باشد.
انس بن مالک روایت می کند: وقتی از پیامبر پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می داری ، فرمود:
بارها رسول گرامی حسن (ع ) و حسین (ع ) را به سینه می فشرد و  حسن و حسین را،  آنان را می بویید و می بوسید. ابوهریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است ، در عین حال اعتراف می کند که : "رسول اکرم را دیدم که حسن و حسین را بر شانه های خویش نشانده بود و به سوی ما می آمد، وقتی به ما رسید فرمود هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته ، و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است .
عالی ترین ، صمیمی ترین و گویاترین رابطه معنوی و ملکوتی بین پیامبر و حسین را می توان در این جمله رسول گرامی اسلام (ص ) خواند که فرمود: "حسین از من و من از حسینم

هر آنچه در مورد تولد امام حسین باید بدانید

حقایق تولد امام حسین

بزرگداشت اعیاد و مناسبت‌های مذهبی در روایات و منابع دینی ما مورد تاکید قرار گرفته است. در روایتی امام صادق (ع) شیعیان را اضافه گِل اهل بیت می‌خواند. امام صادق (ع) در این مورد می‌فرماید «شیعتنا جز منا، خلقوا من فضل طینتنا، یسوءهم ما یسوءنا، ویسرهم ما یسرنا» یعنی شیعیان ما از ما هستند و از فزونی طینت ما آفریده شده اند ناراحتی ما آنان را اندوهگین می‌سازد و شادمانی ما آنان را شادمان می‌سازد.
آن طور که در روایات بیان شده است، رسول خدا (ص) ماجرای کربلا را از زمان تولد حسین بن علی (ع) بیان کرده بودند و از همان موقع تفاوت رسالت و زندگی این سبط رسول خدا (ص) از دیگر معصومان مشخص بود. بی تردید پروردگار امتحان الهی در کربلا را متناسب با عظمت معنوی حضرت اباعبدالله الحسین (ع)،  در نظر گرفتند.
از ابن عباس روایت است: چون حسین (ع) به دنیا آمد، حق تعالی رضوان را که خازن بهشت است، فرمود که بهشت را بیارای که محمد را فرزندی در وجود خواهد آمد و مالک دوزخ را فرمود که آتش را فرونشان و در بهشت حوری هست لعبا نام، از جمله حوریان بهشت نیکوتر است و او را هفتاد هزار کنیزک است. فرمود که پیش فاطمه شو و انیس وی باش و تولّای کار وی کن و جبرئیل را فرمود که با هزار جوق از فرشته به نزدیک محمد شو و تهنیتش بگو. جبرئیل رو به حضرت رسول (ص) آورد. در وقت فرود آمدن به فرشته‌ای رسید که نام وی صلصائل بود و در روایت دیگر دردائل، که حق تعالی برو خشم گرفته بود و به سبب اندیشه‌ای که به خاطرش در آمده بود، از صف فرشتگان رانده. آن فرشته، چون جبرئیل را بدید با چندین فوج از ملائکه که تسبیح و تهلیل کنان می‌رفتند، گفت: چه حادثه است، مگر قیامت برخاسته است؟ گفت: نه، محمد را فرزندی در وجود خواهد آمد. حق تعالی ما را بفرمود که برویم و وی را تهنیت گوییم از برای کرامتش.

فرشته گفت:‌ «ای جبرئیل؛ سلام مرا به محمد برسان و از وی درخواه تا از برای من شفاعت کند که حق تعالی از من خشنود گردد». گفت درخواهم و از وی درگذشت و به جزیره‌ای رسید. در آن جزیره فرشته‌ای را دید، نام او فطرس بود، پر و بالش سوخته که پادشاه عالم وی را کاری فرموده و وی در آن کار تأخیری کرده بود، آتش درآمده و پر و بالش سوخت. هفتصد سال در آن جزیره افتاد بود و خدای را عبادت می‌کرد. جبرئیل را گفت: «کجا خواهی شد؟» وی را خبر داد و گفت: «توانی که مرا با خود ببری، باشد که رسول خدای مرا شفاعت کند».

جبرئیل وی را با خود برد و به حضرت رسول آورد و لعبا با آن کنیزکان پیش فاطمه رفتند و بر وی سلام کردند و وی را انیس می‌بود که وقت سحر، حسین بن علی (ع) در وجود آمد. لعبا وی را در حریری پیچید که از بهشت آورده بود و پیش پیامبر (ص) فرستاد. رسول خدا (ص) وی را بوسیدند و آب دهن خود در دهنش کردند. پس جبرئیل سلام حق تعالی را برسانید و تهنیتش گفت و تعزیتش داد. رسول خدا (ص) آب در چشم گردانیدند و فرمودند: از امت من کسی وی را بکشد؟ گفت: آری، جماعتی از بدبختان. حضرت محمد (ص) فرمودند: من از ایشان بیزارم و خدای نیز از ایشان بیزار است. پس جبرئیل گفت: یا رسول الله، پیش فاطمه (س) شو و سلام حق تعالی را برسان و سلام من برسان و تهنیتش و تعزیتش نیز بده.

امام حسین داماد ایرانیان است

امام حسین داماد ایرانیان است

 

یک باور قدیمی وجود دارد مبنی بر اینکه همسر حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و مادر حضرت امام سجاد (ع)، دختر یزدگرد پادشاه ساسانی به نام «شهربانو» بوده است و از این باب، برخی امام حسین (ع) را داماد ایرانیان می‌دانند.
در زمان عمر بن الخطاب خلیفه دوم, پس از فتح ایران، وقتی شهربانو به عنوان اسیر جنگی به همراه دیگر زنان ایرانی به مدینه آورده شد، همه ی زنان مدینه برای دیدن دختر زیبا روی ایرانی جمع شدند، اسرا به مسجد آورده شدند.
عمر نیز برای دیدن شهربانو کنجکاو شد، که با عتاب او روبرو شد.
شهربانو به او گفت: "سیاه باد روزگار هرمز، که تو بر دخترش دست دراز کنی."
عمر بر آشفته شد و خواست با تازیانه او را بزند که امیرالمومنین علی علیه السلام مانع شد و به عمر گفت: چکارش داری؟!!
عمر گفت : ندیدی به من دشنام داد؟!!
علی علیه السلام فرمود: تو که زبان او را نمیدانی، چگونه دانستی که به تو دشنام داده است؟
سپس فرمود: مگر نمیدانی که دختران و زنان پادشاهان را به کنیزی و اسارت نمی گیرند؟!
او را آزاد کن و به او بگو تا خود همسری بگزیند و مهریه ی او را نیز از بیت المال بده.
عمر نیز چنین کرد .
شهربانو پس از آزادی، نگاهی به افراد حاضر در مسجد کرد و با دست، حسین بن علی علیه السلام را نشان داد.
هلهله ی زنان بالا رفت و گفتند که زیباترین دختر ایران، جوانمردترین و افضل جوانان عرب را انتخاب کرد.
سپس علی علیه السلام به نزد حسین علیه السلام رفت و فرمود: این زن با سعادت و با اصالت را بزرگ دار و به او احترام و نیکی کن که او مادر ذریه ی من است.
تاریخ یعقوبی . ص 303
جلاءالعیون . ج 2 . ص 831
ارشاد مفید . ج2 . ص 137

بله..... امام حسین علیه السلام، داماد ایران است . داماد یزدگرد، آخرین پادشاه ساسانی و امام سجاد علیه السلام فرزند شهربانو و نوه ی یزدگرد است و ادامه ی ذریه ی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از دامان این زن ایرانی بوجود آمدند.

مکتب امام حسین (ع)

مطالب مرتبط : قمه زنی از واقعیت تا خرافات

مکتب امام حسین (ع)

 

چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) به شهادت رسیدند, به گفته رسول خدا (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و وصیت حسن بن على (ع ) امامت و رهبرى شیعیان به امام حسین (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبرى جامعه گردید. امام حسین (ع ) می دید که معاویه با اتکا به قدرت اسلام , بر اریکه حکومت اسلام به ناحق تکیه زده , سخت مشغول تخریب اساس جامعه اسلامى و قوانین خداوند است و از این حکومت پوشالى مخرب به سختى رنج می برد, ولى نمی توانست دستى فراز آورد وقدرتى فراهم کند تا او را از جایگاه حکومت اسلامى پایین بکشد, چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نیز وضعى مشابه او داشت.
امام حسین (ع ) می دانست اگر تصمیمش را آشکار سازد و به سازندگى قدرت بپردازد, پیش از هر جنبش و حرکت مفیدى به قتلش می رسانند, ناچار دندان بر جگر نهاد و صبررا پیشه ساخت که اگر بر می خاست , پیش از اقدام به دسیسه به شهادت رساندن, از این کشته شدن هیچ نتیجه اى گرفته نمی شد. بنابراین تا معاویه زنده بود, چون برادر زیست و علم مخالفت هاى بزرگ نیفراخت , جز آن که گاهى محیط و حرکات و اعمال معاویه را به باد انتقاد می گرفت و مردم رابه آینده نزدیک امیدوار می ساخت که اقدام مؤثرى خواهد نمود.

در تمام طول مدتى که معاویه از مردم براى ولایتعهدى یزید, بیعت می گرفت , حسین به شدت با اومخالفت کرد, و هرگز تن به بیعت یزید نداد و ولیعهدى او را نپذیرفت و حتى گاهى سخنانى تند به معاویه گفت و یا نامه اى کوبنده براى او نوشت . معاویه هم در بیعت گرفتن براى یزید, به او اصرارى نکرد و امام (ع ) همچنین بود و ماند تا معاویه درگذشت ...

ماجرای کربلا چیست؟

ماجرای کربلا چیست

 

واقعه کربلا یا واقعه عاشورا، نبرد امام حسین(ع) و یارانش در کربلا با سپاه کوفه در روز دهم محرم سال ۶۱ق که برای یزید بن معاویه دومین حاکم اموی می‌جنگیدند. این واقعه که به دنبال بیعت‌نکردن امام حسین(ع) با یزید رخ داد، منجر به شهادت آن امام و یارانش و نیز اسارت اهل بیتش شد. این واقعه دلخراش‌ترین واقعه در تاریخ اسلام دانسته شده است از این‌رو شیعیان بزرگترین مراسم عزاداری خود را در سال‌روز آن برگزار می‌کنند و به سوگواری می‌پردازند.

واقعه کربلا با مرگ معاویة بن ابی‌سفیان در ۱۵ رجب ۶۰ق و شروع حاکمیت فرزندش یزید آغاز شد و با بازگرداندن اسیران کربلا به مدینه پایان یافت. حاکم مدینه تلاش کرد از امام حسین برای یزید بیعت بگیرد از این‌رو حسین بن علی برای گریز از بیعت، شبانه از مدینه خارج شد و به طرف مکه حرکت کرد. در این سفر، خانواده امام حسین، شماری از بنی‌هاشم و برخی از شیعیان او را همراهی می‌کردند.

امام حسین(ع) حدود چهار ماه در مکه ماند. در این مدت نامه‌هایی از اهالی کوفه به دست او می‌رسید که از او خواسته بودند به کوفه برود. با توجه به احتمال شهادتش در مکه به دست عاملان یزید و نیز دعوت کوفیان، او در روز ۸ ذی‌الحجه راهی کوفه شد و پیش از رسیدن به کوفه، از پیمان‌شکنی کوفیان باخبر شد و پس از آن‌که حر بن یزید راه را بر کاروانش بست، به سمت کربلا رفت و در آنجا با لشکری روبه‌رو شد که عبیدالله بن زیاد عمر بن سعد را به فرماندهی آن منصوب کرده بود.

دو سپاه در ۱۰ محرم معروف به روز عاشورا با هم جنگیدند پس از آن که امام حسین و یارانش شهید شدند، لشکریان عمر بن سعد، با اسب بر بدن آنان تاختند. همچنین در عصر روز عاشورا سپاه یزید به خیمه‌های بازماندگان کاروان امام حسین حمله کرد و آنها را آتش زد. سپس بازماندگان را به اسارت بردند، امام سجاد(ع) که به علت بیماری درگیر جنگ نشده بود و حضرت زینب در میان اسیران بودند. سپاهیان عمر بن سعد سرهای شهیدان را به نیزه زدند و به همراه اسیران به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و از آنجا به شام نزد یزید بردند.



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به سایت تیتربرتر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری